تصوير زن :-)

در سر در كاروانسرايی
تصوير زنی به گچ كشيدند
ارباب عمائم اين خبر را
از مخبر صادقی شنيدند
گفتند كه وا شريعتا، خلق
روی زن بی نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند
اين آب آورد ، آن يكی خاك
يك پيچه ز گل بر او بريدند
ناموس به باد رفته‌يی را
با يك دو سه مشت گل خريدند
چون شرع نبی ازين خطر جست
رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق و حشی
چون شير درنده می جهيدند
بی پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف می دريدند
لب‌های قشنگ خوشگلش
را مانند نبات می مكيدنند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپيدند
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنميدند
می گشت قيامت آشكارا
يك باره به صور می دميدند
طير از وَكرات و وحش از جُحر
انجم ز سپهر می رميدند
اين است كه پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسپيدند
با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نامیدند

ایرج میرزا

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: