نمی دونم شاید راه رو عوضی رفتیم ….

بعضی وقتها که آدم برمیگرده به گذشتش و یادش میاد که چه کارا کرده و چه اشتباهاتی کرده دلش سخت میگیره …

کاش اشتباهی زندگی رو حروم نمی کردم …

کاش هیچ وقت ندیده بودمش ….

کاش  هیچ وقت اینقدر خودمو کم و خار نمی کردم ….

کاش اون همه بهم دروغ نمی گفت ….

کاش هیچ وقت حرف نمی زد ……

کاش لال بود و دهنش بوی دروغ و فریب نمی داد …

کاش می فهمیدم که فقط بازیچه دست بودم …

آخه از کسی رو دست خوردم که … آدما همیشه از جایی کع فکر نمی کنن رو دست می خورن …

همه بهم می گفتن این به درد تو نمی خوره ..

حیفه اون همه که به خاطر هیچ و پوچ باختم …. حیف .

هیچ کس جز خودم مقصر نیست … من نباید احمق میشدم … اونم مثل همه  !

اما دوباره بلند میشم .. اما اینبار نمی زارم کسی باهام بازی کنه .. نمی زارم …

فقط دلم میخواست یه بار دیگه میدیدمش تف می کردم تو صورتش … به خاطر بی شرمیش بی حیاییش ……

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: