نمی گم من مظلوم بودم نه !!!!

سلام ! منم خوبم 😉

نمی دونم تا حالا شده کلی حرف بزنی با هزار شوق و ذوق بعد بفهمی هیچ کس گوش نمی داده ؟!!هیچ کس پذیرای حرفات نبوده ..

نمیدونم چه جوری توصیف کنم ولی حس سختیه !! سخت !! غیر قابل درک …

عجیب بود

واسه من دو مورد پیش آمد که هر دو واسم دگرگون کننده بود  😉

وقتی فهمیدم اون همه دعا اون همه حرف و راز و نیاز فقط با سقف خونه بوده و فضای اتاق …

یکی هم وقتی فهمیدم من آینه هستم در برابر دوستان .. منی به معنای من وجود نداشت هر کس خودشو توی من میدید .. با اون حرف می زدن با اون درد و دل میکردن اما آینه . آینه بود …

کسی مشتاق نیود بشنوه من چی میگم منم مشتاق نبودم !! 😉 نمی گم من مظلوم بودم نه !!!! منم به اندازه خودم ظالم بودم منم به حرف خیلی ها گوش نکردم !!! خوب همین طوریه دیگه 😉

بگذریم !!

میگم حس عجییه وقتی با هیچی صحبت میکنی !! با هیچ !! و وقتی به عنوان هیچی قلمداد میشی !!!

کلا باحاله !!!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: